این روزها دخترکم با صدای انواع ترقه از خواب میپره. خدا میدونه خواب ناز چند تا کودک و آرامش چند بیمار و سالمند به خاطر مراسم به اصطلاح چهارشنبه سوری به هم میخوره
بچه که بودیم چهارشنبه سوری برای ما به معنی ازروی آتیش پریدن بودوچادر سر کردن و رفتن واسه قاشق زنی و بعدش کاسه های پر از شکلات و تخم مرغ رنگ شده.
نمی دونم کجای گذر زمان این شادی و دور هم بودن خوانوادگی تبدیل شد به یه وحشت عمومی که از چند روز قبلش از ترس اینکه جلوی پا یا ماشینت ترقه نزنند جرات نکنی از خونه بیرون بیای
بچه که بودیم چهارشنبه سوری برای ما به معنی ازروی آتیش پریدن بودوچادر سر کردن و رفتن واسه قاشق زنی و بعدش کاسه های پر از شکلات و تخم مرغ رنگ شده.
نمی دونم کجای گذر زمان این شادی و دور هم بودن خوانوادگی تبدیل شد به یه وحشت عمومی که از چند روز قبلش از ترس اینکه جلوی پا یا ماشینت ترقه نزنند جرات نکنی از خونه بیرون بیای
No comments:
Post a Comment